امروز سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸

انجمن نابینایان و کم بینایان شهرستان بانه

خواندنی ها ، خبرها و رویدادهای انجمن

  • آیا می دانستید ، نابینایان و کم بینایان می توانند در کسب علم و دانش افتخار آفرین باشند؟!!

  • آیا می دانستید ، نابینایان و کم بینایان می توانند در ورزش افتخار آفرین باشند؟

  • آیا می دانید : عینک‌‌های آفتابی غیر استاندارد باعث سوزش چشم می‌شود ؟

نوشته شده توسط روابط عمومی در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۹۴ ، ساعت ۱۸:۱۱

 

 

 

 

 

کرامت انسانی محصور بروکراسی بانکی در ایران

مهدی فردیان

 

این رویداد در تاریخ: ۱۲/۱۰/۱۳۹۴ در یکی از بیمارستانهای تهران به وقوع پیوسته است.

پرستار با عجله از اتاق عمل بیرون آمد و به ما اطلاع داد که مریض شما به فلان وسیله در اتاق عمل نیاز دارد که باید سریعاً تهیه کنید. با دوستم که همراهم بود به سرعت به داروخانه بیمارستان مراجعه کردیم و وسیله را تهیه نمودیم اما برای پرداخت هزینه ما را به قسمتی دیگر از بیمارستان فرستادند. از شانس بد ما کارتخوانشان از کار افتاده بود.

… «خانم، حالا راه چاره چیست؟ باید وسیله سریعاً به اتاق عمل برسد …»! خانم کارمند گفتند: «برید از شعبه‌ی بانک ملی که در حیات بیمارستان هست با فیش بانکی مبلغو تهیه کنید».

دلهره و ترس به ما فشار می آورد اما این تنها راه حل ممکن بود. پس با عجله به بانک رفتیم و فیش مورد نظر را تکمیل کرده و به مسئول مربوطه تقدیم نمودیم. جناب مسئول با دیدن فیش و حضور من گفتند: «این قبض ماله کدوم یکیتونه»؟ من گفتم: «ماله منه». مسئول باجه فرمودند: «چون شما نابینا هستید نمی‌تونید از حسابتون پول برداشت کنید؛ مگر این که تعهد‌نامه‌ی محضری بیارید)! گفتم: «آقا، مریض در اتاق عمل سریعاً به وسیله‌ای نیاز داره. کارتخوان بیمارستان هم کار نمی‌کرد و الا من غلط بکنم از شما پول بگیرم»! بعد ادامه دادم: «ببین جناب، وضعیت ما خیلی بحرانیه! من الآن چه کار باید بکنم؟ تو رو خدا فکری، راه چاره‌ای …»! فرمودند: «به رئیس شعبه مراجعه کنید. از من کاری ساخته نیست»!

بالاخره با تمام آن فشار روانی که در آن موقع مثل کوه بر دلم سنگینی می‌کرد به رئیس شعبه مراجعه نمودیم؛ اما جناب رئیس با تکیه بر مسند ریاست و رجوع به بخشنامه های غیرانسانی که در این زمینه در ایران به تصویب رسیده است و با لحن و نگاهی عاقل اندر سفیه فرمودند: «آقا، یک نابینا نمی‌تونه از حسابش وجهی برداشت کنه. خودتون که بهتر می‌دونید … این کار غیر قانونیه و به نفع خود شماهاست»!!!

با کمی عسبانیت گفتم: «جناب رئیس، این فردی که در اتاق عمل به وسیله احتیاج دارند همسر بنده هستند و شما باید شرایط رو درک کنید. عمل بدون بیهوشی انجام می گیره و مطمئنم الان درد می کشند درد. جناب خودتون را جای من بگذاری، من باید بهش کمک کنم واقعاً سخته. ایشون در اتاق عمل منتظرند! متوجهید یا نه؟… آقا، شما اصلاً به من یک میلیون و دویست هزار تومان قرض بدید. این کار رو که می‌تونید! وضعیت خوبی نیست. چرا نمی‌فهمید؟ …»

رئیس با درایت ما را دعوت به صبر فرمودند. گوشی تلفن را برداشتند، تماس که برقرار گردید با لحنی عامرانه گفتند: «سلام، شعبه‌ی آزادی بانک ملی بانه؟ … شما حسابی به نام جناب آقای … دارید؟ … شما چرا به یک نابینا کارت بانکی سیبا دادید؟ مگه نمی‌دونید این کار غیره قانونیه؟ …»!

با این صحبتهای مسئول از کوره در رفتم و با عسبانیت گفتم: «شما دارید اذیت می کنید و از انسانیت بویی نبرده اید! شما نه دل دارید نه عاطفه هیچی ندارید هیچ! شما که وضعیت فعلی منو درک نکردید و حتی حرمتم رو هم شکستید! حالا به کارمند انسان‌دوست بانه تذکر می‌دید که چرا حرمت یک انسان رو به دلیل معلولیتش زیر پا ننداخته؟ شما رباتی انسان نما هستید که بدون ذره‌ای فکر به تخریب من و امثال من مشغولید؛ بدون این که از خودتون بپرسید این کار شایسته هست یا نه! …»

فیش بانکی را گرفتم و پاره اش کردم و با دوستم که سه کارت بانکی داشت و خودم که دو کارت داشتم با انتقال از حسابی به حسابی دیگر مبلغ را از خود پردازهای بینا دوست نه نابینا دوست گرفتیم. جالب آن که این کار وقت زیادی گرفت و باعث شد چند نفر دیگر پشت سر ما معطل بمانند و یکی از آنها ناراحت شد و گفت: «این خیلی کار زشتیه که شما ما رو این همه معطل می‌کنید»! اما من که اصلاً حوصله نداشتم جوابی بسیار تند به او دادم که به هیچ وجه شایسته نبود.

متأسفانه مصوباتی در کشور ما وجود دارند و با رای مسئولین بانکها به تصویب می‌رسند که صراحتاً حقوق انسانی معلولین را نادیده گرفته‌اند.

تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی.

تصویب این بخشنامه ها همان و تخریب شخصیت و آسیب‌های دیگر انسانی معلولین همان! در ماده یک اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده است (تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ کرامت و حقوق با هم برابرند). به این ترتیب اعلامیه به نحو موکدی، کرامت انسانی را مورد توجه قرار داده و ضمن افزودن قید (زاتی) به کرامت آن را متعلق به تمامی اعضای خانواده انسانی دانسته و همچنین کرامت زاتی را به عنوان مبنای عدالت آزادی و صلح جهانی محسوب نموده است. بخشنامه یا مصوبه ای که زمان ارائه‌ی کارت بانکی از من تعهد‌نامه‌ی محضری طلب می‌کند، مبنی بر این که تمام مسئولیت این حساب با خود من است، چرا هنگام برداشت از حساب بانکی باز هم تعهد‌نامه‌ی محضری می‌خواهد؟! چرا تنها برای برداشت یک ملیون تومان مبلغ پس‌انداز در بانک، مبلغ ۶۰ یا ۷۰ هزار تومان بابت تعهد‌نامه بر من تحمیل می‌کند؟! چرا برای آن دسته از افراد که سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند مانع‌تراشی‌هایی نمی‌کنید؟! در ماده ۱۱ اعلامیه اسلامی حقوق بشر که در سال ۱۹۹۰ در قاهره به امضا رسید، آزادگی انسان را مورد توجه قرار داده است و اعلام نموده، هیچ کس حق به بردگی کشیدن، ذلیل، خار یا مقهور کردن، استثمار یا به بندگی کشیدن انسان را ندارد. هستند نابیناهایی که هیچ کس و کاری را ندارند، آنان چه می شوند؟ لابد هیچ. این در حالی است که روح خداوند در انسان دمیده شده و او مسجود ملائکه است همچنین در اصل ۱۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رفع تبعیض ناروا و بند ۹ اصل ۳ همین قانون به منع هتک حیثیت صراحتاً پرداخته شده است. نا مناسب بودن معابر و مکانهای شهری جهت حرکت معلولین، بی امکاناتی در تمام حوزه های زندگی مانند امر تحصیل، نگاه ترحم آمیز و تحقیر‌کننده‌ی آنها و… کم بود که قاعده و قانون هم به کمک آمد که مسئله را نهادینه تر سازد؟. بنده و همه آن دسته از معلولانی که چنین آسیبهای روانی اجتماعی  را تحمل می نماییم از هر آن کس که دغدغه انسانی و دستی در آتش این هیزم انسان سوز دارد خواهشمندیم با استفاده از مرکب و مسند مسئولیت اقدامی عملی جهت ساختن فضایی سالم برای همه به ویژه معلولین جامعه انجام دهند. بگذارید حد اقل ما هم کمی زندگی کنیم … این که خواهش زیادی نیست! مگر نه؟

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *