امروز سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸

انجمن نابینایان و کم بینایان شهرستان بانه

خواندنی ها ، خبرها و رویدادهای انجمن

  • آیا می دانستید ، نابینایان و کم بینایان می توانند در کسب علم و دانش افتخار آفرین باشند؟!!

  • آیا می دانستید ، نابینایان و کم بینایان می توانند در ورزش افتخار آفرین باشند؟

  • آیا می دانید : عینک‌‌های آفتابی غیر استاندارد باعث سوزش چشم می‌شود ؟

نوشته شده توسط روابط عمومی در تاریخ ۵ ارد ۱۳۹۵ ، ساعت ۲۳:۵۱

هراس از حقیقت، حقیقت را معدوم نخواهد کرد. انسان موجودی زنده است و تن انسان در معرض انواع خطرهاست و همین سبب می‌شود بیش از هرچیز برای جان خویش و جان عزیزانمان

چشمان خویش را بگشاییم و از زندگی خویش در متون حقوقی مراقبت کنیم. گاهی انسان‌ها تصور می‌کنند حوادث و از جمله معلولیت‌ها فقط برای دیگران اتفاق می‌افتد و

بنابراین تصور می‌کنند معلولان نوعی طبقه و نژاد یا گروه جدا از آن‌ها هستند و با هراس از دغدغه‌های آن‌ها، خود را از آن‌ها غافل می‌کنند. اما واقعیت چیز دیگری

است: به دور و بر خویش اگر نگاه کنیم، به خانواده خود اگر دقت کنیم، به کوچه و خیابان و آشنایان خود اگر رجوع کنیم، چندین معلول را خواهیم یافت. طبق آمار بهزیستی

۱۱ میلیون نفر از جمعیت ایران به نحوی دارای

معلولیت هستند و هر سال بیش از ۱۰۰ تا ۱۲۰ هزار نفر در ایران معلول می‌شوند و چه کسی می‌داند معلول بعدی کیست؟ احساسات‌گرایی و هراس از معلولیت را باید کنار

گذاشت و بر حقوق مدنی معلولان باید تمرکز کرد.

 

کوشندگی در حقوق مدنی معلولان بر زندگی شخصی ما، و بر زندگی افرادی از خانواده و دوستان ما و بر آینده آن‌ها تاثیر خواهد گذاشت: می‌گویند سالم بودن موقتی است

و معلولیت حتمی، زیرا با پیری، بیماری، تصادفات، سکته‌ها و حادثه‌ها همه در تهدید معلولیت هستند. ساده‌ترین نمونه‌های معلولیت فقدان بینایی و شنوایی در کهنسالی

است، آلزایمر و پارکینسون و سایر بیماری‌های مزمن و معلول‌ساز  نیز جهان را در نوردیده است. هشدارها جدی است و بنابراین توجه به قوانین مهم است.

 

لایحه حقوق مدنی معلولان

 

در خبرگزاری ها آمده است که بعد از چندین سال تأخیر در نهایت لایحه حقوقی حمایت از معلولان منتشر شده است. لازم به ذکر است که انتشار لوایح به معنای تصویب آن‌ها

نیست، ممکن است نمایندگان آن‌ها را رد کنند، اصلاح کنند یا تصویب کنند و از این‌رو سهم مطبوعات، تلویزیون و رادیو و روزنامه‌ها مهم است. این کوشندگی صرفا مبارزه

با ساختار تعیین و تصویب قوانین و حقوق نیست، کوشندگی برای زندگی خویش، خانواده، دوستان و سایر شهروندانی است که آن‌ها را می‌شناسیم، دوست داریم و برایمان اهمیت

دارند و برای اندوه‌شان دل خویش را می‌شکنیم.

 

در فصل اول این لایحه و در ذیل ماده ۱ که «تعاریف» را داده است، در بند «الف» تعریفی از معلولیت داده شده و ادعا شده است که معلول « در این قانون به کسی اطلاق

می‌گردد که براساس طبقه‌بندی‌های بین‌المللی انواع معلولیت با تأیید کمیسیون پزشکی – توان‌بخشی نوع و تعیین شدت معلولیت سازمان بهزیستی کشور در اثر اختلال و

آسیب جسمی، حسی، ذهنی و روانی و یا توأم ، با محدودیت قابل توجه و مستمر در فعالیت‌های روزمره زندگی و مشارکت اجتماعی مواجه است.» هرگز نباید از تعاریف غافل

شد. در تعاریف است که ما معنا پیدا می‌کنیم. اگر نژادستیزی وجود دارد، اگر زن‌ستیزی وجود دارد و اگر شهروندی درجه دومی وسومی وجود دارد، به این دلیل است که

مردم و حکومت تعاریف بدی از انسان دارند. از کسی که نژادپرست است بپرسید انسان را برایم تعریف کن و پرسش‌ها را تا آنجا ادامه دهید که به ارزش‌های فردی نزدیک

شوید  خواهید دید که وی درمانده خواهد شد. اگر معلولان در ایران زندگی مناسبی ندارند، اگر معماری‌ها و استخدام‌ها و مستمری‌ها دردی از آن‌ها دوا نمی‌کند و اگر

زخم بستر آن‌ها را می‌آزارد به این دلیل است که در فرهنگ ما تعریف جامعی از معلولیت وجود ندارد که به دایره حقوق و قوانین نفوذ کرده باشد. پس تعریف معلولیت

و دسته‌بندی‌های معلولیت و این‌که چه کسی معلول است در درجه اول اهمیت قرار دارد و گرنه همواره کسی در اداره‌ای وجود دارد که بگوید این معضل خاص معلولیت نیست.

تعریف مندرج در لایحه مذکور از نظر نگارنده این مقاله مبهم است. لایحه می‌گوید اساس آن تعریف طبقه‌بندی‌های بین‌المللی است، حال آن‌که بسیاری از مواردی که در

طبقه‌بندی‌های بین‌المللی تحت عنوان معلولیت می‌گنجند و از خدمات بهره‌مند می‌شوند در ساختارپزشکی ایران معلولیت‌های شهروندی تلقی نمی‌شوند. به عنوان مثال در

ایران، آلزایمر معلولیت محسوب نمی‌شود و آن را ناشی از کهنسالی می‌دانند. این نادیده گرفتن است که ناشی از عدم درک معنا و مفهوم معلولیت است. مثال دیگری که

می‌شود برای انتقاد از تعاریف و حقوق مدنی آورد، «دیرفراگیری» است. کودکان، دانش‌آموزان و دانشجویانی هستند که یادگیری و آموزش آن‌ها به علت‌های روان‌شناختی

(مانند اضطراب و ترس و در نتیجه عدم تمرکز) و «ادراکی -شناختاری» نیازمند روش‌ها، ابزار تکنولوژیکی، و فضای آموزشی خاص هستند. در ساختار ایران، چنین افرادی

را معلول نمی‌دانند و «من عندی» و «مسئولیت‌گریزانه» آن‌ها را از خدمات مورد نیازشان محروم کرده‌اند.

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *